نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران
منابع مقاله:
مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى، ج19، ص: 369 تا ص: 373،
؛
نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران[1]
…انقلاب اسلامى ایران ویژگیهایى دارد كه در مجموع خود آن را در میان همه انقلابات جهان بىنظیر و بىرقیب ساخته است. یكى از آن ویژگیها ذى سهم بودن بانوان است.
بانوان سهم بزرگى از انقلاب را به خود اختصاص دادند و این حقیقتى است كه جملگى برآنند. رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامى ایران بارها با تكریم و تحسین از نقش فعال بانوان یاد كردهاند و احیاناً سهم آنان را عظیمتر از سهم مردان شمردهاند.
رهبر انقلاب اسلامى ایران با تیزبینى و تیزهوشى خاص خود دریافته بودند كه انقلاب اسلامى ایران بدون شركت بانوان به ثمر نخواهد رسید، از این رو شركت آنان را در مراسم انقلابى واجب و لازم شمردند و حتى موافقت پدر یا شوهر را لازم ندانستند.
بانوان باایمان ما پس از آنكه از فرمان رهبر آگاه شدند، با حفظ اصول و موازین اسلامى از هیچ گونه فداكارى در راه به ثمر رساندن انقلاب خوددارى نكردند، پا به پاى مردان راهپیمایى كردند، شعار دادند، در تظاهرات شركت كردند، شهید دادند، زندان رفتند، شكنجه كشیدند، آواره خانه و خانواده شدند، دربه درى كشیدند، محرومیتها متحمل شدند.
به نظر مىرسد اینچنین نقش تاریخى براى زن در جهان بىسابقه است. در تاریخ اسلام خودمان، تنها در صدر اسلام است كه مىبینیم بانوان نقش مؤثرى از نظر سیاسى یا نظامى یا فرهنگى ایفا كردهاند. در دورههاى متأخر تدریجاً این نقش ضعیف شده و احیاناً به صفر رسیده است و همین جهت ایجاب مىكند كه تحقیق كنیم چه عواملى موجب گشت كه زن بار دیگر در صحنه تاریخ ظاهر شود و تاریخ را از «مذكر» بودن محض خارج كند و آن را «مذنّث» (مذكر مؤنث) نماید؟.
پیش از آنكه وارد این بحث شویم یادآورى این نكته ضرورى است كه منظور ما از نقش داشتن و نقش نداشتن زن در تاریخ، نقش مستقیم و ظاهرشدن زن در صحنه تاریخ است، اما نقش غیرمستقیم و پشت جبهه و صحنه را زن همواره براى خود محفوظ داشته است.
زنان در طول تاریخ تنها مولّد و زاینده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبودهاند، بلكه الهام بخش و نیرودهنده و مكمل مردانگى آنها بودهاند. زنان از پشت صحنه و از پشت جبهه جنگ همواره به مردان مردانگى مىبخشیدهاند. ما در بسیارى از اشعار حماسى عربى و فارسى مىبینیم كه دلیران و دلاوران در حماسههاى خود زنان را مخاطب قرار داده و از مردانگى و شجاعت و دلاورى خود داد سخن دادهاند، گویى مرد آگاهانه و یا ناآگاهانه از همه دلیریها و دلاوریهاى خود رضایت و تحسین و جلب رضایت زن را منظور مىداشته است. اگر فرصتى دست دهد و قطعات ادبى نظم و نثر كه در این زمینه انشاء شده یكجا گرد آید یك فراز جالب و قابل مطالعهاى از نظر جامعه شناسى فراهم مىگردد. اینكه مىگویند زن آفریننده عشق است و عشق آفریننده مرد و مرد آفریننده تاریخ، ناظر به نقش غیرمستقیم زن در سازندگى تاریخ است.
زن نقش سازندگى غیرمستقیم تاریخى خود را مدیون اخلاق ویژه جنسى خویش یعنى حیا و عفاف و تقوا و دور باش زنانه خویش است. آنجا كه زن دورباش حیا و عفاف را حفظ نكرده و خود را به ابتذال كشانده این نقش تاریخى را از دست داده است. به حق در مورد حیا و عفاف زن گفته شده است:
«حیا پاداشهاى خود را پس انداز مىكند و درنتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا مىبرد و او را به اقدامات مهم وا مىدارد، قوایى را كه در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده است بیرون مىریزد.»[2]
از این رو گویى نوعى تضاد و تعارض میان این دو نقش وجود دارد: یا نقش غیرمستقیم و از صحنه بیرون بودن و یا نقش مستقیم و پشت جبهه را رها كردن و نقش غیرمستقیم نداشتن. اما درحقیقت تضاد و تعارض غیرقابل جمعى در كار نیست. یك راه باریك و ظریف وجود دارد كه زن اگر از آن راه برود هر دو نقش را در آن واحد مىتواند ایفا كند. آن راه باریك و ظریف همان است كه بانوان ما در ده ساله اخیر طى كردند. ویژگى دخالت زن در انقلاب اسلامى ایران در این است كه زن مسلمان ایرانى در عین اینكه در صحنه تاریخ ظاهر شد و مستقیماً در كار سازندگى تاریخ با مرد شركت كرد، پشت جبهه را رها نكرد، حیا و عفاف و پوشش لازم را از كف نداد، دور باش خویش و كرامت و عزت زنانه خویش را محفوظ داشت و خویشتن را مانند زن غربى و زن مدل پهلوى به ابتذال نكشانید.
زنان از نظر نقش تاریخى، دورههاى سه گانهاى را طى كردهاند. در برخى دورهها و براساس برخى طرز تفكرها دخالت مستقیم زن در ساختن تاریخ منفى است. در این دورهها زن جز در اندرون خانه كارى ندارد و نمىتواند داشته باشد و صرفاً یك كالاى اندرونى است. طبعاً در چنین شرایطى هیچیك از استعدادهاى انسانىاش یعنى تفكر، آگاهى، بیدارى، آزادگى، اراده و اختیار و انتخاب، هنر و خلاقیت و ابداع و حتى عبادت و سلوك عارفانه الى اللَّه رشد لازم را طى نمىكند. در این گونه جوامع در حكم یك وسیله و ابزار زندگى خانوادگى است، یك «شىء» است و به حكم اینكه محیط زندگى زن محدود است به درون خانواده و در بازار به اصطلاح آزاد دسترسى به او میسر نیست، براى مرد عزیز و گرانبهاست. از این رو زن در چنین دورهها و چنین محیطها یك «شىء گرانبها» است مانند هر شىء نفیس و گرانبهاى دیگر از قبیل برلیان و الماس و غیره. در این گونه دورهها تاریخ طبعاً «مذكر» است، زنان نقش مستقیم و محسوس و ملموس در ساختن تاریخ ندارند. اگر ما به تاریخ گذشته پیش از نیم قرن اخیر خودمان برویم عیناً همین وضع را مىبینیم، مىبینیم زن وجود دارد اما به صورت یك «شىء عزیز و نفیس و گرانبها» و معمولًا بىدخالت در تاریخ و حوادث تاریخى.
در برخى جوامع زن خانه را رها كرده و وارد اجتماع شده است، در شؤون علمى، هنرى، فكرى، سیاسى شریك مرد شده است و به صورت «شخص» درآمده است، اما نظر به اینكه مدار خویش را به كلى رها كرده و حریم را به كنار زده و خود را رایگان در دسترس مرد قرار داده و در اماكن عمومى، كابارهها، دانسینگها، حاشیه خیابانها حضور و آمادگى خود را اعلام داشته است، ارزش و بهاى خود را از دست داده است.
در این جوامع زن شخص است اما «شخص بىبها». در این گونه جوامع زن حضور خود را در صحنه تاریخ ثابت كرده درحالى كه پشت جبهه را رها كرده است، نقش مستقیم خود را در سازندگى تاریخ به كف آورده اما نقش غیرمستقیم را كه از آن كمتر نیست از كف داده است.
آنجا كه زن نقش غیرمستقیم خود را از دست مىدهد، هم خود را تباه مىسازد و هم مرد را. زن «مدل پهلوى» كه نزدیك چهل سال قشر عظیمى از جامعه زن ایرانى را تشكیل مىداد از این نوع بود ...[3] - [4]
[1]. [ این مقاله را استاد شهید بعد از پیروزى انقلاب اسلامى نگاشتند و قصد داشتند آن را مقدمه چاپ جدید كتاب مسأله حجاب قرار دهند، كه منافقان فرصت ندادند و آن بزرگوار را به شهادت رساندند و مقاله ناقص ماند و این كار انجام نشد.
[2]. ویل دورانت، لذات فلسفه، صفحه 133.
[3]. [ افسوس كه منافقان فرصت نگارش بقیه مقدمه را به استاد ندادند.]
[4]. مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى، ج19، ص: 369 تا ص: 373